مرتضى راوندى

402

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مىكرد و كاروانسراها مىساخت و جاده‌هاى جديد احداث مىكرد . از جملهء جاده‌هاى جديد الاحداث يكى جادهء شوسهء وسيع سنگفرش كرده‌اى بود كه در امتداد ساحل بحر خزر در مازندران به طول 270 كيلومتر احداث شده بود . « 312 » راههاى ارتباطى در عهد صفويه در زمان شاه محمد خدابنده ، به علت ضعف و ناتوانى او ، دزدى و راهزنى در سراسر كشور رواج يافت . شاه عباس ، چنان كه گفتيم از آغاز حكومت به مسألهء امنيت و آرامش توجه كرد و در راه برانداختن دزدان و راهزنان سعى فراوان نمود . سياست او اين بود كه مسؤوليت حفظ امنيت و جلوگيرى از دزدى و راهزنى را در هريك از ولايات ايران به عهدهء حاكم و مردم آنجا نهاده بود . به اين ترتيب ، اگر مال التجاره‌اى در يكى از مناطق ايران مورد دستبرد قرار مىگرفت ، صاحب‌مال خسارت خود را به قيد قسم اعلام مىكرد ، و اهل محل بيدرنگ مىپرداختند . « . . . شاه عباس مقرر داشته بود كه مسؤوليت امنيت هر ناحيه ، بر عهدهء مردم و حكام آن ناحيه است . . . به همين سبب ، دزدان قطاع الطريق گرفتار ، و از ميان برداشته شدند ( تاريخ خلد برين ؛ عالم‌آرا ، نسخهء خطى ، كتابخانهء پاريس ) . سياحان و جهانگردان و بازرگانان خارجى نيز جملگى بر امنيت راههاى ايران در عهد شاه عباس گواهى داده‌اند . پىيترو دلاواله در جلد دوم سفرنامهء خود ، در صفحهء 358 مىنويسد : « . . . در ايران بر خلاف خاك عثمانى ، دزدى و راهزنى نمىشود و كاروانها با كمال آسايش و اطمينان سفر مىكنند . اگر اتفاقا در راه كسى را دزد بزند ، قريه‌هاى اطراف محلى كه دزدى در آنجا روى داده است ، خسارت صاحب‌مال را ، هرقدر كه او به قيد قسم ادعا كند ، مىپردازند . » همچنين « آنتونيو دوگوه‌آ » مىنويسد : « . . . اكنون در كشور او ( يعنى شاه عباس ) دزد وجود ندارد . در هيچ كشورى مسافران و تجار نمىتوانند چنان كه در ايران ممكن است ، با آسودگى و اطمينان خاطر سفر كنند . . . » شاه عباس دزدان و راهزنان را به شديدترين صورتى كيفر مىداد ؛ بعضى را سر مىبريد يا از فراز منار شهر به‌زير مىافكند و برخى ديگر را در كنار راهها تا نيمهء بدن در خاك مىكرد و گچ مىگرفت تا مايهء عبرت ديگران شوند . » « 313 » با اين حال ، شاه عباس چون مرد سياست و تدبير بود ، گاه از دزدان براى قلع و قمع دشمنان استفاده مىكرد ؛ چنان كه در سال 1014 ه . هنگامى كه در آذربايجان با چغال اوغلى ، سردار ترك ، در جنگ بود از بيرام تكله ، كه راهزنى مشهور بود استمداد جست و از او خواست كه گاه و بيگاه با ياران خود بر اردوى تركان تازد و تا مىتواند از سربازان عثمانى بكشد ؛ و او چنين كرد و با اين دستبردها به شكست قطعى تركان كمكى شايان نمود . رابطهء شاه عباس با تودهء مردم « شاه عباس با آنكه به مقتضاى حكومت فردى و استبدادى خويش ، در كار فرمانروايى و سياست و ادارهء كشور بسيار سختگير و بيرحم و سنگدل و گاه جبار و ستمكار بود ، به دادگسترى و رعايت انصاف و

--> ( 312 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ج 2 ، ص 551 به بعد . ( 313 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين ، ج 2 ، ص 153 به بعد ( به اختصار ) .